X
تبلیغات
رایتل
حرفایی از سر دلتنگی
  
 ..............................................حقا که غم عشقت باوفاتر از توست...............................
 
آرشیو
موضوع بندی
 
شنبه 25 تیر‌ماه سال 1390
دل تنگ (۲۹)

در این نیمه ی شب تاریک پنهان ماه باری دیگر در حسرت ندیدنت می سوزم... میدانم تو اینجا هستی در قلب من... نازنینم هرم نفسهایت را حس می کنم... شاید آن قدر سنگدل نشده ای که من را از خاطر برده باشی... من فکرم ذکرم یادم پنجگانه حواسم پیش توست... بماند اگر باور نداری... به خاطر من این بازی را تمامش کن... من کم آوردم... من تسلیم شدم... اسیر شدم... اسیرنگاه بی گناه تو... تو به یکباره نیامدی که به آسانی از قلبم رخت ببندی... چرا باوفا یادی از من نمی کنی...؟ حالا من بد...! ولی تو که در رسم عاشقی بهترین بودی... بارها در شرایط بحرانی بدتر از این خواسته ای در کنارم باشی... این بار نیز اگر می خواهی بمان من حرفی ندارم... دیگر طاقتی ندارم... مهم بودن توست... بماند که در کجا باشی و در کنار که باشی... روزی که با تو پیمان دوستی بستم قسم خوردم که تا آخر عمرم در کنارت باشم که به رسم زمانه نشد...و حالا که واقعا هم نشد دلم می خواهد از دور هوایت را داشته باشم و از دور نظاره گر تو تنها بازمانده ی قلبم باشم... که همین ماندن تو تنها تسکین دهنده درد کهنه ام باشد... 

 

                      


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 216892


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 

* ایمیل من siavash_62_tanha@yahoo.com *