امروز هم که می خواستم بعد دو روز برم سرکار به علت گرمی هوا تعطیل اعلام شد.خوبه خدا هم میدونه هنوز به استراحت نیاز دارم...گوشی را رو سایلنت نگذاشته بودم با صدای زنگ یک بیشعوری بیدار شدم...زنگ زده امروز تعطیل هست یانه؟ با وجود این همه کانال خبری لازم بود خواب منو حروم کنی...بیشعور نباشیم... دیشب بهت پیام دادم بالاخره جوابم دادی گفتم بهت یا این بازی را تمام کن یا برگرد...به خدا توان کل کل ندارم...باشه هر چی تو بگی حرفی نیست ولی مطمئن باش یک روز زمانه به یادت میاره من برات چه بودم و همین طور به من هم یادآوری میکنه تو برای من چی بودی...خواستم بهت پیام بدم نتونستم گفتم بهت قول دادم دیگه اذیتت نکنم...بسپاریم همه چی به زمان...دلت خواست برمی گردی نیومدی هم سرت سلامت...