باز صبح جمعه و طبق عادت روزانه برپا شدن...توی خلوت تنهاییم باز نقش چشمانت در خیالم نقش بسته...دلم استشمام هوای با تو بودن می خواد...که از عطر تنت سرمست باشم...عشق یعنی حالت خوب باشه ومن با تو حالم خوبه...حتی اگه من را برانی...باید راه نرفته را پیمود تا به رستگاری رسید...و رستگاری در به تو رسیدن هست...